العلامة المجلسي
860
حياة القلوب ( فارسي )
خانههاى مدينه را بفروشد تو بركت مده براي أو « 1 » . وشيخ طبرسى وديگران روايت كردهاند كه : قبيلهء أوس وقبيلهء خزرج پيش از اسلام بتها داشتند وآنها را مىپرستيدند ، وهر بزرگى از ايشان در خانهء خود بتي داشت كه آن را خوشبو مىكردند وبراي آن ذبايح مىكشتند ونزد آن سجده مىكردند ، وچون دوازده نفر از أنصار با حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بيعت كردند وبه مدينه آمدند بتهاى خود را از خانهها بيرون كردند وهر كه أطاعت ايشان مىكرد نيز بتها را بيرون كرد ، وچون هفتاد نفر بيعت كردند وبه مدينه آمدند واسلام در مدينه فاش وبسيار شد بتها را شكستند وبعد از تشريف آوردن حضرت به مدينه سعد بن ربيعه وعبد اللّه بن رواحه در ميان خزرج مىگشتند وهر بت كه مىيافتند مىشكستند ، وبعد از قدوم أمير المؤمنين عليه السّلام به يك روز يا دو روز حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم بر ناقهاى سوار شد وبه جانب شهر مدينه متوجه گرديد وآن روز روز جمعه بود پس قبيلهء بنى عمرو بن عوف جمع شدند وگفتند : يا رسول اللّه ! نزد ما أقامت نما كه ما أهل قوّت وجلادت وشوكتيم وتو را به جان ومال حمايت مىكنيم ، حضرت فرمود كه : بگذاريد ناقهء مرا كه آن خود به هر جا كه خدا امر فرموده مىرود ؛ پس چون خبر به أوس وخزرج رسيد كه آن حضرت متوجه مدينه گرديده است همه سلاح پوشيدند وبه استقبال آن حضرت شتافتند وبر دور ناقهء آن حضرت مىدويدند ، وبه هر قبيله از قبايل أنصار كه مىرسيد استقبال مىكردند ومهار ناقهء آن حضرت را مىگرفتند والتماس مىنمودند كه فرود آيد ونزد ايشان أقامت نمايد ، وحضرت در جواب مىفرمود كه : بگشائيد راه ناقة را كه آن از جانب خدا مأمور است ؛ وچون به قبيلهء بنى سالم رسيد أول زوال بود وايشان مسجدى پيش از قدوم آن حضرت بنا كرده بودند ، چون تكليف نزول كردند ناقة بر در مسجد ايشان خوابيد وحضرت از ناقة فرود آمد وداخل مسجد شد وخطبهاى خواند ونماز جمعه با صد نفر ادا كرد وبيرون آمد وبر ناقة سوار شد ومهار ناقة را انداخت وناقة به الهام حق تعالى مىرفت ؛ وچون به عبد اللّه بن أبي ملعون رسيد آن
--> ( 1 ) . كافى 5 / 92 .